شمس الدين حافظ
917
ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى )
اين مصراع از مولانا جلال الدين است : « ز آنكه من مصلحت خويش در اين مىبينم » . و خواجه با توجه به آن فرموده : حاليا مصلحت وقت در آن مىبينم . بعض نسخ از جمله حافظ فرزاد : دامن ز خسان . . . آوردهاند و ليكن در بيشتر نسخ از آن جمله حافظ قزوينى : « دامن ز جهان درچينم » نقل شده است ، چون كلمهء « جهان » در بيت دوم ، و بيت سوم و بيت چهارم اين غزل بتكرار آمده است لذا از اين نظر بايد گفت كه « خسان » به « جهان » رجحان دارد مخصوصا كه در معناى شعر هم به هيچوجه عيب و نقصى روى نداده است ( توجه فرمائيد به حريفان دغا در بيت قبل و خسان در بيت بعد آن ) - ح . در حافظ قزوينى اين بيت نيست . در حافظ قزوينى : بندهء آصف عهدم دلم از راه مبر . در حافظ قزوينى چنين آمده است : « من اگر رند خراباتم و گر زاهد شهر » و سپس به تقرير علامه محمد قزوينى و به تحرير دكتر غنى در كتاب حافظ با يادداشتها و حواشى . . . نوشتهاند كه : « زاهد شهر . . . و اين بهتر است براى اينكه غزل بىتخلص نباشد « زاهد » را « حافظ » كردهاند » . ( نويسندهء اين سطور ( حائرى ) معتقدست كه خود خواجه ، زاهد را ، حافظ فرموده است . « حافظ شهر » مگر چه عيبى دارد ؟ . نه تنها حافظ شهر شيراز كه از جهاتى منحصر به فرد بوده و « حافظ ايران » است . و از نظر شيفتگانش « حافظ جهان » . : - ( مصرع دوم بيت هفتم ) : « . . . « گوا » - گواه . » .